تبليغاتX
عشق یعنی مرگ دور از دسترس

عشق یعنی مرگ دور از دسترس

رمانتیک , دوست داشتنی , قشنگیا و . . .

خدا مرا صدا زده

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

به کام آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل

چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم

...............

خدا مرا صدا زده

مرا که دست کوچکم

به سوی دست او دراز

و قلب من

فقط برای قلب او ندای ربنا زده

خدا مرا

به اسم کوچکم صدا زده

و بر تمام غصه ام

به روی نقش دردهای کهنه ام

نشان یا خدا زده

همین

فقط همین مرا بس است

خدا مرا

به خاطر خودم صدا زده

..............

بهتر آنست خودم فکر خودم باشم و بس

بپرم از قفس و

با دوبالی که به من داده خیال

سفری داشته باشم به فراسوی محال

شاید آنجا بکشد

یکنفر دست به روی سر ما

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 8:32  توسط دل شکسته  | 

خانه ام غمکده و مرغ دلم هوایی است

خوب خوب نازنین من

نام تو همیشه مرا مست میکند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب

نام تو اگر چه بهترین سرود زندگیست

من تو را به خلوت خدایی خیال خود

بهترین بهترین من

خطاب میکنم

با تشکر از نازنین عزیز بخاطر متن زیباش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 20:47  توسط دل شکسته  | 

پاسخ به چندتا درخواست

سلام دوستای عزیز

امروز بنا به درخواست دوستان زیادی چندتا آنتی فیلتر گذاشتم

نه برای سو ء استفاده بلکه برای استفاده

مسئولیت هرگونه سو ء استفاده از لینکها به عهده استفاده کننده میباشد

۱ - http://www.reclack.com

۲ - http://www.sankathi.info

 ۳ - http://www.qwertyproxy.info

۴ - http://www.thinakural.org

۵ - http://www.proxytech.org

۶ - http://www.autolanka.org

۷ - http://www.removemesothelioma.info

۸ - http://www.surfease.com

۹ - http://www.lakbima.info

۱۰ - http://www.beeproxy.info

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 22:36  توسط دل شکسته  | 

گوشه هایی از وصیت نامه

اينک اين دم که به دور هم نشسته نامه قفل دلم وا ميکنيد
من بگويم بهرتان اين نامه را
پيش چشم پر ز اشک مادرم
يا کنار آن نگاه پر زدرد مادرم
پيش چشمان پدر آن اسوه ايثار و مهر
يا برادرها که تک تک بهترين يارانمند
نرم و آهسته ترک رسوا کنيد
چون نمي خواهم که با هر گفته اين نامه ام
قلب مادر پر ز خون و اشک او غوقا شود
خواهرم شيدا شود
مادرم : من ندانستم که بايد پيشتر ميگفتم به تو
واژه پر معني دوستت دارم
سلام مادر . سلام مادر . سلام مادر
اينک از فرسنگها دورتر ميگويم به تو
دوستت دارم
من ندانستم چگونه قدر تو بالا برم
هرچه داري بهر خود از رنج و غم کار من است
حال ميفهمم چگونه درد تو اندازه يک خرمن است
من که رفتم اما
خواهش من اين است
کن حلالم مادرم
جز دعاي خير تو اينجا دگر بي ياورم
سلام بابا . سلام بابا . سلام بابا
ناز چشماي صبورت اي پدر
گرچه با اعمال خود کردم خودم بيچاره تر
تو ولي همواره بودي همره و هم ياور اين کودک نابخرد و کوته نظر
اي پدر اي نازنين يار من اندر دار دنيا
دوستت دارم
واژه اي زيبا که خود را کرده بودم بهر آن محروم
گشته ام آگه به اعمال خودم
ز اعمال خودم معدوم
کاش هر شب با دعايي از منم يادي کنيد
يا نه از يادم فقط يادي کنيد
ديگر اينجا نيست کاري تا بسازم توشه اي
با صداي گرمتان راهي اين دنيا کنيد
لطفي از الطافتان را گوشه اي
دوستان آشنايان اي همرهان کوچه هاي کهنه و خسته
دست و پايم گشته اينجا
زير خروارها خروار خاک
بسته بسته
چشم اميدم دگر هر شب به دنبال شماست
خانه ام تاريک جسمم سرد
دوسه روزيست که من غم دارم
دلي مملو ز غم و غصه و ماتم دارم
کس نمي پرسد در اين وادي نامرد زمان
ذره اي احوالم را
گله عمر خود از عالم و آدم دارم
خانه آخرتم سرد دلم سرد وجودم درد است
رنگ رخساره پوسيده من زردتر از هر زرد است
همه عمر به دنبال چه مي گشتم من
همه عمر ز اعمال چه ميکردم من
هرچه هست عاقبتش مشتي غبار و گرد است
يادي از من بکنيد اين دلم من پر درد است
خانه ام زير چنين ماسه و سنگ قبر است
من مجيدم
آشنايي که زماني بينتان مي زيست ليک
گشته اينک زير خروارها خاک مدفون
گر   فتي با خنجري بر نعش من بيني
که نيايد قطره اي از اين تن من خون
رفته ام
مرده ام
هرچه کردم برده ام
گر گناهي کرده ام من آتشي را خورده ام
گر نگاهي کج نمودم چشم خود افسرده ام
دست و پايم هم شهادت داده اند گر منکرم
خوان دعايي فاتحي از مهرباني و کرم
اي برادر . خواهرم
ناز چشمان پر از اشک شما
بهر چه نالان شديد ؟ بهر که نالان شديد ؟
کن برون آن رخت مشکي را زتن اي مادرم
اي پدر . . . . گفته بودي پيشتر ها دار دنيا فاني است
گفته بودي عاقبت اين زندگي پوشالي است
هر خطا کردم تو گفتي کار تو ناداني است
اينک اينجا معني گفتار تو فهميده ام
عاقبت رنج و عذاب کار خود را ديده ام
جان من رخت و لباس مشکي از تن واکنيد
خرج من را خرج کودکهاي بي کس . خرج مادرهاي پير خانه تنها کنيد
خرج من را معنوي راهي اين دنيا کنيد
....

مجید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 2:5  توسط دل شکسته  | 

متشکرم

متشکرم
براي همه وقتهايي که :
مرا به خنده وا داشتي
به حرفهايم گوش کردي
به من شهامت و جرات دادي
مرا در آغوش گرفتي
با من به گردش آمدي
خواستي در کنارم باشي
به من اعتماد کردي
مرا تحسين کردي
باعث راحتي و آسايش من بودي
گفتي دوستت دارم
در فکر من بودي
دلتنگم بودي
به من دلداري دادي
در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي
و براي همه وقت هايي که به تو احتياج داشتم و تو با من بودي
پس به خاطر همه اينهاهيچ وقت فراموش نکن که :
لبخند من به تو يعني عاشقانه دوستت دارم
آغوش من هميشه براي تو باز است
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم
ميخواهم اوقاتم را در کنار تو باشم
من کاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي
در دنيا تو از هر چيز برايم مهمتر هستي
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم و چه نياورم
هميشه برايم شادي مي آوري بخصوص وقتي که لبخند ميزني
هميشه دلم برايت تنگ است
هروقت که احتياج به درد دل داشتي روي من حساب کن
من هنوز در چشمانت گم شده ام
و تو در تمام ضربانهاي قلبم حضور داري

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 1:3  توسط دل شکسته  |