امان از لحظه غفلت . . . که هردم شاهدم بودی
ای دل ساده من چوب خطایت خوردی
تو نمک دان نشکستی که نمک می خوردی
وه چه آسان به تو بستند خیانت کاری
که تو آن جام شرابی که نباید خوردی
(مجید)

هيچ چيز سر جای خودش نيست. ما فقط بهانه هايی هستيم برای رسيدن ديگران به اهدافشان . همه چیز مقطعی است، درست مثل عطسه ای کم اهمیت که خیلی چیزها را از سر آدم می پراند، درست مثل این افسردگی عجیب و غریب که دامن من را گرفته. مطمئن نیستم این بار هم دکمه ارسال را فشار بدهم، مثل همه ی چیزهای بی اهمیت دنیا باید درموردش فکر کنم و به هیچ کجا نرسم. توصیه می کنم هیچوقت به چیزهای کوچک فکر نکنید، تاکید می کنم هیچوقت.

سکوت چیزی که هنوز هم از قوه ی درک من بیرون است، هنوز هم برایم پذیرفتنی نیست، چیزی است پنهان در اعماق وجودم و کور مثل نوزادی در بدو تولد. کینه همیشه با سکوت آغاز می شود. و فراتر از کینه در واقع همین سکوت است، سکوت، این حرکت بطئی تمام زندگیم. هنوز اینجا هستم، رمز و راز دارم. من هیچ وقت ننوشته ام، خیال کرده ام که نوشته ام، هیچ وقت دوست نداشته ام، خیال کرده ام که داشته ام. من هیچ کاری نکرده ام جز انتظار کشیدن، انتظار در برابر دری بسته

مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم تورا می بینم و میلم زیادت می شود هردم
نیاز تو خودم کشتم
که هرگز تا نشه پشتم
زدم بر صورتم سیلی
که هرگز وا نشه مشتم
من آن خنجر به پهلویم
که دردم را نمی گویم
به زیر کوله بار غم
نیاید خم به ابرویم
(محمود جمال آبادی)

وقتی کوچکتر بودم نمی تونستم نوک زدنت رو روی تنه خودم تحمل کنم
خیلی برام عذاب آور بود
حالا که هیچکس دورو برم نیست
حالا که تنهای تنهام
لحظه به لحظه آرزو میکنم کاش دوباره بیای و با نوک تیزت تنه درد کشیده منو زخمی کنی
آخه تازه فهمیدم که عاشقا باید سختی بکشن
وگرنه عاشق نیستن . . .
(مجید)

خوشبختم زیرا :
زیبا ترین لحظه زندگیم را دیدم
زمانی را که گفتی دوستت دارم .
بدبختم زیرا :
روزی به من گفتی دوستت دارم
چون !
امروز بدون تو می میرم
به تو عادت کردم . . .
(مجید)

دل غمگین من اینگونه نباید نالید
تو همانی که فرشته به پرت می بالید
تو خطا کرده ای و چوب خطایت دیدی
آنکه روزی به تو بالید کنون می نالید
(مجید)

نفرین به تو ای دل که هر کس به طریقی
با عشق به تو مهر جفاکاری زد
هرکس به طریقی به تو دل بست و تو را برد
اما به تو آن تیر خطا کاری زد
(مجید)

همیشه وقتی کسی رو خیلی دوست داری
اون تو رو دوست نداره ؟!
وقتی کسی تو رو خیلی دوست داره
تو اونو دوست نداری ؟!
اما . . .
وقتی تو کسی رو دوست داری و اونم تورو خیلی دوست داره
هیچوقت به همدیگه نمیرسین ؟!
آخه . . این قانون زندگیه . . . . . ![]()
(مجید)


بنده طلعت آن باش که آنی دارد
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
............
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
دراین بازار عطاران مرو هرسو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
(با تشکر از دوست خوبم محمد افضلی نژاد)



















