بی تو ای دوست در این کوی دویدن تا کی؟

رمانتیک , دوست داشتنی , قشنگیا و . . .

انتظار....
واژه غریبی ست...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام
چه سخت است انتظاری که گویا هیچ پایانش نیست.
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو...
خنده هایت که چه زیبا بود...
دست هایت که چه با محبت...
چه زود گذشت و نمیدانم چگونه گذشت...
ای کاش تنها می دانستم چه شد بر من. چه شد بر تو.
آه که چه بیهوده می اندیشیم صبر پایان همه انتظارهاست!
در پس پنجره کسی هست که مرا می خواند... باران نم نمک می بارد...
که چه زیباست صدایش... چه طنینی دارد.

تبم رسيد به خورشيد ،
تموم شدم ، بريدم
براي ديدن تو از خواب گل و پرونده ام
چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
براي ديدن تو چه قصه ها كه داشتم
سر و رو شونه ي رنج چه روزا كه گذاشتم
براي ديدن تو قامت غصه خم شد
انگار كه قحطي اومد هر چي به جز تو كم شد
براي ديدن تو نياز نبود بگردم
تو هر جا با من بودي
پس تو رو پيدا كردم
که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم



کاش می شد که پرشان تو باشم
یا نباشم یا فقط آن تو باشم
دم آخر که مرا عمر به سر می آید
گر تو آیی به ببرم عمر دگر می آید
لحظه های حسرت و اندوه
که با آن یاد آرام و قراری دلنشین باشد
نوازشها دستی
نازنین باشد

دلم یک دوست می خواهد که خیلی مهربان باشد
دلش اندازه دریا به رنگ آسمان باشد
دلم یک دوست می خواهد که حرفم را بفهمد با دل و جانش
پرستوی دلم راحت بخوابد روی دستانش

![]()

![]()

![]()

![]()

شبی از پشت یک تنهایی تاریک و بارانی
تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئیده با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمان رویایی است
و من تنها برای دیدن زیبای آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
***********************
دلم تنگ است
دلم چون برگهای زرد پاییزی
پر از درد است
صدای خش خش برگان به همراه تپیدنهای قلبم میشود آغاز
و من تنها تر ین تنها
به مرگ برگهای زرد میگریم . . . . . . . . . . . . .
٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫
انتقام عمر خود را از لبت خواهم گرفت
دیده های روشنم را از شبت خواهم گرفت
گر دل بیمارم امشب تا سحر یاری کند
این لب خونین خود را بر لبت خواهم گرفت
ببین از تو چه پنهون دلم هواتو کرده
هوای صحبتای دو آشنا رو کرده
از تو چه پنهون که شبا تو به خوابم میای
بنده نوازی می کنی به سراغم میای
منو با خود می بری تو به شهرای دور
تو قصر رویا می شونی توی دریای نور
ببین از تو چه پنهون قشنگ نازنینم
نمی خوام نمی تونم که دوریت رو ببینم
اگه مثل یه سایه برات باری نباشم
می خوام حتی یه لحظه ازت جدا نباشم
می خوام تو باغ چشمام گل روی تو باشه
تو تنهایی دستام سر موی تو باشه
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
من
تشنه خوبی
به من محبت کن!
که ابر رحمت اگر در کویر می بارید
به جای خار بیابان بنفشه می رویید
و بوی پونه وحشی به دشت بر می خواست
چرا هراس
چرا ترس؟بیا که من بی تو
درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست
امید بارش باران نو بهارم نیست.![]()
![]()
*******************************************
من اگر غصه هزاران دارم
به تن زندگیم زخم فراوان دارم
گله از بازی دوران دارم
در غمستان نفس گیر اگر نفسم می گیرد
آرزو در دل من متولد نشده می میرد
یا اگر دست زمان در ازای هر نفس جان مرا می گیرد
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترین انسانم
به وفای همه بی ایمانم
دل گریان لب خندان دارم به تو و عشق تو
ایمان دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر که ما را این نصیحت می کند بی حاصل است ![]()
امروز تولد آفتاب است ![]()
آفتابی که از پرتو نورش شمع وجودم را روشن کرد ![]()
تنها ترین تنها تولدت را با تمامی وجود تبریک می گویم ![]()
یزرگترین آرزویم کوچکترین آرزوهایت است
دوستت دارم تا همیشه برای همیشه ( بدون تا )

و من در پرنیان خاطرات خویش به یاد عشق تو به نرمی گریه خواهم کرد
و در افقی فریاد خواهم زد که : ای عاشق ترین عاشق
دمی در سنگفرش خاطرات خویش مرا یکدم به یاد آور
به یاد آور تو روزی را که در اعماق معصوم نگاهت
نیازی خسته می جوشید
به هرجا میروی با من دمی در کنج احساس شیرینت
عاشقی را جستجو کن
که در اعماق چشمان بلورینت
تمام هستی ام را جستجو میکرد
روزی که مرا به جرم عاشقی به غل و زنجیر بکشند هستند کسانی که تورا به جرم عاشق کشی به دوزخ برند .
آنگاه هردو به زنجیری واحد کشیده می شویم و محکوم به این که عمری را پس از آن در زنجیر بمانیم
و تو به اجبار در کنارم می مانی . . . . !
************************************
همه ما وارثیم وارث عذاب عشق
سهم اونکس بیشتره که میشه خراب عشق
سوختن و فریاد زدن اینه رمز و راز عشق
وقت از خود مردنه لحظه آغاز عشق
.......................
آرزو های زمینی ام فراموش شده
من باید به گردن ستاره ها می آویختم
و با آنها در جاده آسمان سفر میکردم و آسمانی می شدم
٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬
و حرفهای ناگفته و باز رسوایی
دوباره بی تو سرودن دوباره بی تو شدن
و فصل ساده آغاز و باز شیدایی
تو می روی و طلوعی که سخت می میرد
و باز چاره بهتر همان شکیبایی
اگر چه از سفرت روزهاست که میگذرد
دهان کوچه صدا می زند که باز می آیی
بیا و بیا و دلی را که مرده احیا کن
تو ای همیشه بهترین ای همیشه رویایی
تقدیم با عشق به همیشه در دسترس ۲۲۲
اشکی که بی صداست
پشتی که بی پناه است
دستی که بسته است
پایی که خسته است
دلی که عاشق است
حرفی که صادق است
شعری که بی بهاست
شرمی که آشناست
دارایی من است

دوست دارم گریه کنم بر جهالت مردمانی که ارزش خویش را بر بازیچه دنبا سپرده اند
بر عاشقانی که فراموش کرده اند عشق چیست
بغض وحشتناکی گلویم را می فشارد اما حیف میترسم گریه کنم زیرا می دانم آن زمان که بغض گلویم بترکدتمام دنیا از سیلاب اشکهایم غرق خواهد گشت
دوست دارم بر خنده های مردمانی گریه کنم که مرا به جرم صداقت مجنون می خوانند.
*******************************************
و دلم باز شکست ![]()
و تنم باز گریست ![]()
و نگاهم پی یاری گم شد ![]()
من چه تلخم امروز
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کاش می شد که پریشان تو باشم
یا نباشم یا فقط آن تو باشم
دم آخر که مرا عمر به سر می آید
گر تو آیی به برم عمر دگر می آید
حالا ها باید بخوابی تو که این راهو ندیدی


همه اتاقمو پای تو باختم الکی
سقف بی سقف اتاقو با تو ساختم الکی
![]()
خط به خط جای چشات دریا کشیدم الکی
واسه زخمای تنت چه ها کشیدم الکی
![]()
واسه عروسکات ترانه خوندم الکی
ساده بودم خودمو به تو رسوندم الکی
![]()
الکی رنگ اتاقت . الکی سقف صدات
الکی تو بغض سینه هق هق ترانه هات
![]()
کاشکی حرفای دروغت دیگه باورم نمی شد
الکی بودنه حرفات حرف آخرم نمی شد
![]()
برو باورت بشه بی تو با این وبم خوشم
همه خاطراتتو تو این وبم من میکشم
![]()

@@@@@@------- -----@@@@@@!
o@@@@!!!!!;;;@-------@..……….....::;!@
'O@@!!!!!!!;;;;;;;;@---@...…………..:;;;;;;!@
@@@!!!!!!!;;;;;;:::.@@......…..…...:;;;;;;;;;!@
@@!!!!!!!!!;;:::::.............……..…...;;;;;;;;;;!@
@@@!!!!!;::::::::…..........………...;;;;;;;;;;!@
@@!!!!;;::::::::……........…..….…..;;;;;;:;!@
@@!!:;;::::::::...Kisses……….…....;;;;;;!@
@!!!!;::::::::…...........……………...:::@
!!!!!;:::::::::…......…….……....….@
!!!;:::::::::::.……………….....@
!!!;;:::::::::.…..…….…..@
:::::::::::……..…@
::::::::.…...@
:::::.@
که به حبس ابدی محکوم است
و امروز دیگر هیچ نمی بینم
چون چشمانم را هوای تو پر کرده است

که من و تو
از قفس رها شدیم
فکر پرواز سبزمان کرد
و تو زیبا ترین خاطره ها را
نوشتی بر تن آسمان
آن روز
من و تو
خوب سرودیم
میله های سرد
قفس را![]()