تبليغاتX
عشق یعنی مرگ دور از دسترس

عشق یعنی مرگ دور از دسترس

رمانتیک , دوست داشتنی , قشنگیا و . . .

قالنامه

سعدیا مرد نکونام که تو میگفتی

صحبتش نیست در این وادی نامردی ها

دگر از مردی و غیرت خبری نیست دریغ

مرده آن است که حقی نخورد در دنیا

( مجید )

............................

الا یا ایها الساقی ادر کاسا ونا ولها

نمانده امن عیشی تا کنم پروا  . ز محملها

همه کار رفیقان است خودکامی و بدنامی

فتاده پستی و مستی به جای عشق در دلها

( مجید )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 0:1  توسط دل شکسته  | 

بر سر قبر من اینگونه کتابت بکنید

روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد
 عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد
 واژه خسته ُکه يک روز کبوتر شد و رفت

از سروده های داداش عزیزم محمود جمال آبادی

http://www.sokotegham.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 19:28  توسط دل شکسته  | 

چــــــــــــــــــــــرا ؟

چرا وقتی که رفتی رو به من کردی و گفتی :

دگر من بر نمی گردم

پی یادت دگر اصلا نمی گردم

نگاهی سرد می کردم که گاهی گر زمانی یاد من کردی

تو آیا باچنین حرفی که گفتی

دوباره باز می گردی ؟

چرا اینگونه عادت کرده بودی

که هرجا می روی و در بر هرکس که دامی می نهی

اینگونه پستش می کنی ناگه ؟!

مگر این نکته را آخر نمی دانی :

که رسم این زمانه اینچنین است

گهی زینی به پشتت گر گهی پشتت به زین است

....................................................................

نمیدونم چرا ترکم کردی ؟

چرا ترکم کردی ؟ ترکم کردی ولی چرا اینجوری ؟ تو که دوستم نداشتی ! تو که معنی عاشقی رو نمیفهمیدی ! چرا عاشقم کردی ؟

ترکم کردی ناراحت نیستم . ولی از این میرنجم که وقتی می رفتی یه بار دیگه نگفتی به یادتم . نگفتی فراموشت نمیکنم

گفتی : دیگه برنمی گردم . گفتی دیگه به یادتم نیستم .

شاید کارت شده پهن کردن دام ، زدن مکر و بستن حیله برای هرکی که لحظه ای از عمرت و با اون سپری می کنی

بگو چقدر ؟ . . . چند ریال ؟ . . . چند تومن ؟ . . . چنـــــــد دلار ؟ . . . بیشتر از من ارزش داشت ؟

هرکاری می خوای بکنی بکن ......... ولی این نکته رو فراموش نکن

چنین است رسم سرای درشت ........... گهی پشت زین و گهی زین به پشت

می رسه اون روزی که جات عوض میشه و در عین نیاز و محتاجی همه ترکت کنن

اونجا معنی حرقم و می فهمی

هنوز زوده ! . . . . . . . . . !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 13:39  توسط دل شکسته  | 

بهترین روز عمرم

صبح  :

آخیش .... خداجون سلام    ......    صبحت بخیر ..... ای بابا بازم که بیدار بودی ......

چه روز خوبی رو برام آماده کردی ...... عجب صبح قشنگی رو ساختی

واییییییییی چه هوای باهالی

دستت درد نکنه........................................

امروز حتما بهترین روز عمر منه.....

..................................

ظهر :

عجب صبحی بود ها ........... تا هالا اینقدر صبحم زیبا و با برکت نبود ......... خیلی زود رد شد

خدا جون دستت درد نکنه من که هرکاری میخوام بکنم تو قبلا اونو برام انجام دادی که........

................................

شب :

واییییییی که چه روز باحالی بود ....... همه کارام رو غلتک بود .......... همه رو بدون اینکه بفهمم چه جوری برام حل کردی و منم رفتم تا تهش ........ چقدر سختیای زندگیم با تو دوست داشتنی شده بود آخه راحت رفع میشد .........

امروز عجب روز پر کاری داشتم ولی خیلی زود تموم شد

واقعا که یکی از بهترین روزای عمرم بود..........

خدا جون دستت درد نکنه

امشب راحت سرم و میذارم و میخوابم ......... آخه میدونم تو بیداری و داری کارای فردای منو مرتب میکنی

شبت بخیر ............ منتظر یکی دیگه از بهترین روزای عمرمم

......................................................

خدایای میدونم دوستم داری با اینکه به دوست داشتن من نیازی نداری

پس من چه جوری تو رو دوست نداشته باشم با وجود اینکه سخت نیاز مند دوست داشتن تو هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 22:23  توسط دل شکسته  | 

امان از این ((( یکی بود یکی نبود )))

اتل متل یکی بود

اتل متل یکی بود

یکی که تارو  پود . تمام زندگی بود

یکی که دیدن اون

واسه هرکی که می شد . یه بار هم بازی اون . همیشه آرزو بود

یکی که دل خورشید

واسه داشتن چشماش . مث آتیش فشون بود

یکی که خنده هاشم

                        میون باغی از گل

                                               همیشه بی نشون بود

اتل متل یکی بود

یکی که تک ستارس

                          یکی که قلب دنیا . بدونش پاره پارس

یکی که عطر اون بود

                         مث سیب رسیده . با اون گوجه نارس

اتل متل یکی بود

یکی که با اشارش . واسش جونو میدادم

یکی که جف چشامو . زیر ÷اش جا میدادم

یکی که تار موشو . به دنیا نمیدادم

اتل متل یکی بود

اتل متل یکی بود

امان از این یکی بود

چرا میگم یکی بود

چرا دیگه یکی نیست؟

زندگی هم یه زره با اون دیگه رنگی نیست

چه یار بی وفایی

زمونه خوب نشون داد

فقط برای رفتن   ...   بعد یه عمر زندگی

یه بار به من امون داد

چه یار بی وفایی

هرچه که خوبی کردم

رسم وفا داری رو

چه خوب به من نشون داد

مرده دیگه محبت

رفته دیگه رفاقت

عمری باهاش نشستم . واسش ÷رامو بستم

این دل دیوونه رو دادم میون دستاش

زدو زدو شکستش

تیکه شو داد به دستم

چه یار بی وفایی

هر روزی که غصه داشت

از تو دلش می چیدم . روشونه هام می بستم

کمرشکن شدم من

یه بار صدامم نکرد

وقتی که ترکم می کرد    .....    یه بار نگامم نکرد

اتل متل یکی بود

اول قصه ها بود

ایندفه نوبت ما ..... این دیگه انتها بود

اتل متل یکی بود

یکی که بود و نبود

اول قصه ها بود

ولی چرا واسه ما  .... قصه بی انتها بود ؟

کاش یکی بود یکی نبود

توقصه ها نمی بود

هیچ آدمی مثل من    .....     تو قصه تنها نبود

(((((     کاش یکی بود یکی نبود     اول قصه ها نبود     )))))

مجید

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 23:18  توسط دل شکسته  | 

پر شده در همه جا گرگ به تن پوست میش

نه سگ گله ای هست و نه نگاه درویش

روزگاریست غریب کو چمن و باغ و درخت

هرکه را درد رفیقی شده همخانه خویش

پر شده مکر و فریب و همه جا نیرنگ است

هرکه تا درد نسازد نرود در مستیش

دگر از دوست کسی یاد ندارد مردی

گر غمی را نفزاید نکند همدردیش

دگر از گله پر بره خبر نیست فغان

سگ گله شده همخابه گرگ بد کیش

ذره ای رحم نماندست در این وادی سرد

دگر از ترس فتاده نری هم از مردیش

ای فغان داد خدا رسم جوانمردی مرد

رسم نا مردی گرفته همه را کم یا بیش

خنجری هست به دست همه زهر آلوده

پستی و مفلسی رو داغ نموده در نیش

چرخد و رقصد و فریاد بر آرد خوشحال

می زنم نیش خودم را هرکه آید در پیش

مجید

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 19:4  توسط دل شکسته  | 

یک گروه جدید

سلام

دوستای عزیز

گروه ایرانیان بوسه ی لب از دیروز راه اندازی شد . برین و ببینین . هر مطلبی دارین میتونین اونجا بنویسین .... تو مشاعره شرکت کنین ..... از آلبوم تصاویرش استفاده کنین ...... تصاویرتون رو برای ایجاد آلبوم جدید بزارین .

برین و عضو شین و لذت ببرین

به مناسبت عید نوروز بین اعضا ی انجمن و فعالترین اعضا هم قرعه کشی میشه

منتظر مطالب و شعر های زیبا تون هستم

انجمن بوسه ی لب (( عشق یعنی مرگ دور از دسترس ))

http://www.mypardis.com/Love/boseyelab

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 9:49  توسط دل شکسته  | 

2008

سال نو میلادی رو به همه تون مخصوصا به مسیحیان عزیز تبریک میگم

عید سعید غدیر خم رو به همه مردم دنیا مخصوصا شیعیان تبریک می گم

....................................................

« لئوناردو داوینچی» موقع کشیدن تابلوی شام‌آخر دچار مشکل بزرگی شد او می‌بایست نیکی را به شکل «عیسی» و بدی را به شکل « یهودا» یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند تصویر می‌کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانی‌اش را پیدا کند. روزی در یک مراسم همسرایی تصویر کامل مسیح را در چهره‌ی یکی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام‌آخر تقریباً تمام شده بود اما داوینچی هنوز برای بهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال مسئول کلیسا کم‌‌کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست‌و جد، جوان شکسته و مستی را در جوی آبی یافت. از دستیارانش خواست او را به کلیسا بیاورند چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا که درست نمی‌فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند. دستیاران سراپا نگهش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی‌تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی در چهره نقش بسته بود نسخه‌برداری می‌کرد. وقتی کارش تمام شد گدا که دیگر مستی، کمی از سرش پریده بود چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت:
« من این تابلو را قبلاً دیده‌ام.»
داوینچی شگفت زده پرسید:
«کجا؟ »
او گفت: سه سال قبل پیش از این‌که همه چیزم را از دست بدهم، موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می‌خواندم، زندگی پر از رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره‌ی عیسی شوم...

+ نوشته شده در  شنبه 8 دی1386ساعت 0:47  توسط دل شکسته  | 

تا می تونین همدیگه رو ببوسین----- ماچ کنین ------ لب بگیرین --------چرا ؟؟؟؟؟

موضوع این پست رو گذاشتم بوسه میدونین چرا

 آخه هر چی من تو وبلاگ از بوسه و بوسیدن و ماچ و . . . حرف زدم حتی اول ورودیه یک بوسه می گرفتم فکر میکردن که برای دلمشغولی یا عشق بازی مینویسم . درسته که قسمتیش همیناست ولی باورکنین این بوسه که ما اینقدر راجع به اون با عشق و محبت و البته شوخی صحبت میکنیم ۱۰۰۲ خاصیت داره که همش تایید شده من اینجا چندتاشو براتون مینویسم تا بدونین بابا تا میتونین همو ببوسین و لب بگیرین .

بوس کنین بابا

۱ - از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

۲ - تاخیر در فرایند پیری

این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

۳ - افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.

۴ - تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی طرفتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

۵ - ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

۶- تاخیر در فرایند پیری

این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

۷ - کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

۸ - محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی

دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

حالا بازم از بوسیدن طفره برین و تو لب گرفتن خجالت بکشین ....

همین الان به نزدیکترین کسی که پیشتونه یه لبخند ناز بزنین و یه لب باحال بگیرین و همه مطالب بالارو مرور کنین .

موفق باشین ....

همه تو نو می بوسم

راستی راجع به بوسه هاتون هم نظر بدین خوشحالم کردین

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 8:17  توسط دل شکسته  | 

دل

گفتمش دل را بخر گفتا به چند

گفتمش تنها به روی من بخند

زانکه لبخند تو جان افز بود

توسنی با خود بیار و دل ببند

گفتمش دل را نباشد قیمتی

داده ام دل را به تو بی منتی

گر تو خواهی این نشان از من بری

می کشم من بر تنم هر محنتی

دل فدای خنده شیرین تو

خون چکد از ناوک مشکین تو

خنده کن تا عاشق و مستت شوم

رهرو هم کیش و هم آئین تو

 

گفتمش چون می روی در این سفر

این دل ناچیز من با خود ببر

دل زدستانم گرفت و پیش من

بر زمین انداخت همچون رهگذر

هرچه گشتم هیچ اثر از او نماند

جز رد پایی به روی قلب تر

مجید

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 18:32  توسط دل شکسته  |